خرید بک لینک

درباره سایت

کلیک کن بیا تو کارت دارم...

لحظات می گذرند گاهی آرام و گاهی آنقدر سریع که زود دلمان برایشان تنگ می شود . تنها خاطره ها می مانند . خاطره هایی که حتی اگر شاد هم باشند سنگینیشان قلب را می فشرد. عمر پایان می پذیرد ، من همان منم . اندکی فرسوده شده ام ، صفحه ی صاف قلبم پر شده از ترک و جراحت . او هم فرسوده شده آنقدر فرسوده که دارند زیر خاک پنهانش می کنند... پس بیا تا دنیا دو روزش تمام نشده با هم بخندیم... محمدمهدی

امکانات وب

خبرنگار:چرا قبل از هر بازی حمام می ری؟

بازیکن:برای این که گل های تمیز بزنم!!!!!

 

 

یارو می ره خواستگاری بش می گن  شغلت چیه؟روش نمی شه بگه قصاب می گه لوازم یدکی گوسفند دارم؟!!!!!!

 

یارو به رفیقش میگه: هيشکی ولخرجتراز زن من نيست! هميشه اِز من پول ميخواد!

رفیقش: با اينهمه پول چه كار ميكنه؟

یارو: مطمئنم کاری نمی کنه! ... آخه هيچوقت بهش نميدم!

 

يه دختر مسيحي ميره پيش کشيش که به گناهاش اعتراف کنه.
ميگه: من هر دفعه از جلوي آينه رد ميشم، به خودم ميگم من چقدر خوشگلم،
من گناه ميکنم؟
کشيشه ميگه: نه دخترم شما گناه نميکني، اشتباه ميکني!!!

 

فریدون هميشه لباس مشكی می پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكی می پوشی؟
ميگه: آخه من ختم روزگارم!

 

محکوم به اعدام: آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم.
دادستان: اشکال نداره، پسرت کجاست؟
محکوم: من هنوز ازدواج نکرده ام!

 

ارو بعداز 25 سال دوستش را توی خیابان میبینه میگه: آقا موسی تو خودتی؟ اون یکی میگه: آره، شما؟ جواب می ده من فلانی ام! آقا موسی میگه بعد از 25 سال تو از کجا شناختی منو؟ یارو میگه: قیافت که خیلی عوض شده ولی از رو کت و شلوارت شناختمت!

 

یارو بي هوا مي ره تو اتاق خفه مي شه!

 

 

از غضنفر مي پرسن: شهر شما چند ماه از سال سرده؟
ميگه: چهارده ماه!
مي گن: چطوریه، سال كه دوازده ما بیشتر نیست!؟
مي گه: آخه تا دو ماه بعد ازعيدم اينجا سرده!

 

ه پيرزن خودشو تو آينه نگاه می کنه مي گه آينه هم آينه هاي قديم!

غضنفر می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حركت كن.
غضنفرمی زنه دنده عقب!
افسر میپرسه چرا دنده عقب می ری؟
می گه می خوام خیز بگیرم!

 

 

برچسب: نویسنده: محمد مهدی تاريخ: سه شنبه 11 شهريور 1393 ساعت: 13:50

بچه ها می دونستید مد مهریه سال 1393 چیه؟

اینه که 1393 لیتر بنزین !!!!!!!!!!!!!!!

-عاقد:عروس خانم بنده وکیلم؟

-مردم:عروس رفته بشکه بیاره!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

برچسب: نویسنده: محمد مهدی تاريخ: سه شنبه 11 شهريور 1393 ساعت: 13:44

 

فقط یه چیز بت بگم گوشتا بیار تا کسی نشنفه کامنت نذاری شب با آمپول میام سراغت فهمستی؟؟؟؟!!!!!

برچسب: نویسنده: محمد مهدی تاريخ: سه شنبه 11 شهريور 1393 ساعت: 13:42

         مدیر وبلاگ تو وبلاگ می نویسه کاربران محترم که می دونه I dont knowیعنی چی؟یکی می نویسه نمی دونم مدیره می گه پس مریضی کامنت می زاری!

 

 

برچسب: نویسنده: محمد مهدی تاريخ: سه شنبه 11 شهريور 1393 ساعت: 13:37

صفحه بندی